خانه || آرشیو || جستجو || تماس با ما
پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۵۵

خيزش "آنها" به سمت شوراي صنفي

نامه الکترونیک چاپ

داريوش زماني - مهندس عمران

هفته گذشته شورای صنفی دانشگاه تهران در مخالفت با امر به معروف و نهی از منکر یکی از اساتید این دانشگاه فشار بر مسئولین دانشگاه برای تعلیق تدریس وی را در دستور کار خود قرار داد و با ایجاد جنجال و غوغاسالاری در پی متشنج کردن فضای دانشگاه و فشار بر مسئولین برای بالا بردن هزینه ی حرکت های مشابه برآمد. این نوشته به دلایل این مسئله می پردازد که چرا شورای صنفی به خود اجازه می دهد وارد مسائلی شود که خارج از محدوده مسئولیتش است.

"ما فعالیت های دانشجویی را از شکل هرمی که تشکل های دانشجویی در راس آن قرار داشتند به شکل استوانه ای در آوردیم. آنهم استوانه ای خوابیده!" این بخشی از صحبت های معاون فرهنگی وزیر علوم دولت نهم در بهمن سال هشتاد و پنج بود که پیرامون جنبش نرم افزاری ایراد شد و در ضمن آن افقی که پایان حاکمیت تشکل های دانشجویی بر افکار عمومی دانشگاهیان را نوید می داد ترسیم می کرد!

دکتر خرمشاد در جای دیگری و در پاسخ به اعتراض تعدادی از اعضای تشکل های دانشجویی به روند نامطلوب فرهنگی در کانون های فرهنگی در دانشگاه ها، برای دفاع از فعالیت های این کانون ها و با افتخار گفته بود: "ما ویترین متنوعی از فعالیت ها را در دانشگاه ها جلوی چشم دانشجویان گذاشته ایم و تعداد زیادی از دانشجویان را به آنجا کشیده ایم!"

خرمشاد می دانست یا نمی دانست اما حقیقت این بود که در سال های نه چندان دور برای بهره برداری از پتانسیل سیاسی جنبش دانشجویی لازم بود تا این جنبش فارغ از دغدغه های مختلف گام در کانال پیش کنده ی سیاسیون بگذارد و پله ترقی شود و دانشجویانی هم که قصد داشتند در دانشگاه کاری غیر از سیاسی بازی را پیگیری کنند می بایست در جایی دیگر سرگرم شوند مبادا در حرکت تحکیم وحدت خللی وارد شود.

نهادهایی غیر دانشجویی مثل شورای صنفی و کانون های فرهنگی و انجمن های علمی که زیر نظر مستقیم مدیریت دانشگاه هستند از آن نظر که اهرم های بیشتری برای کنترل آنها در دست متولیان دانشگاه دارند بدون شک برای مدیریت جاذبه بیشتری در برابر نهادهایی مانند تشکل های دانشجویی دارند. علاقه وافر مدیران دانشگاهی در دولت نهم نیز ناشی از همین امر بود و مدیریت های فرهنگی دانشگاه ها نیز به همین دلیل در این زمینه از وزارت متبوع خود جلو افتادند و در برابر تشکل های دانشجویی حمایت های کم نظیری برای رشد این نهادها کردند.

در همین حین رویگردانی دانشجویان از جریان های رادیکال و افراطی تحکیم وحدت که منجر به انحلال آن شد اعضای این جریان را به فکر پیدا کردن سنگری جدید برای پیگیری اهداف خود انداخت. وجود نهادهای پیش گفته که برخلاف تشکل ها معیار و میزانی برای عضوگیری نداشتند و قاعده و قانون خاصی برای نظارت بر آنان وضع نشده بود و در عین حال حمایت های بی دریغ مدیران دانشگاه ها و وزارت علوم که فضا را برای فعالیت این طیف فراهم کرده بود اسباب کشی این جریان به این محل ها را در پی داشت.

صدور بیانیه های مختلف سیاسی، برگزاری تجمعات مختلف، تبدیل آشکار و پنهان دفاتر به محل تبلیغات سیاسی و انتخاباتی در کنار محیط نامناسبی که در پشت درب های بسته این دفاتر بوجود آمده بود نمونه هایی از فعالیت هایی بود که اعضاء این نهادها بعد از تحکیم وحدت انجام می دادند و عجیب آن که دکتر خرمشاد با افتخار از تلاشش برای تعویض قلب نهادهای دانشجویی که به گفته او تشکل های دانشجویی بودند در حین تغییر "هرم" به "استوانه" سخن می گفت!

بدون تردید تلاش خرمشاد برای همتراز کردن تشکل های دانشجویی و نهادهایی غیر دانشجویی به مانند کانون ها و شورای صنفی به ثمر ننشست و واقعیت کنونی فضای دانشگاه ها حکایت از حاکمیت بی جون و چرای تشکل های دانشجویی بر افکار عمومی دانشگاه دارد. ولی برخی حرکت های گاه و بی گاه نهادهایی غیر دانشجویی و بی خاصیت مانند شورای صنفی که همواره پا را فراتر از حدود خود دراز کرده اند و بی هیچ ممانعتی به فعالیت می پردازند این سوال را در ذهن هر ناظر منصفی بوجود می آورد که آیا مسئولین و متولیان فرهنگی در دانشگاهها اطلاعی از این زمینه ناراست ندارند و از باطن شوراهای صنفی بی خبرند؟! و یا اینکه آیا عمدی در کار است تا افراطیون دانشگاه را بدل به محلی برای جولان خود کنند و لانه ای برای سازمان دهی خود داشته باشتد تا هر از چندگاهی مکان مقدس دانشگاه را به آشوب بکشانند؟!

حرکت اخیر شورای صنفی در برابر امر به معروف یکی از اساتید دانشگاه و فشار برای تعلیق کلاس های وی و صدور بیانیه ای در محکومیت "امر به معروف و نهی از منکر" و دروغ بستن به "یک شهروند مسلمان" در کسوت استادی دانشگاه به خاطر ادای "وظیفه" مسلمانی خود و همچنین برهم زدن جو دانشگاه ها به این بهانه و اهانت به دانشگاه و دانشگاهیان در این میان نمونه دیگری از آثار و تبعات حمایت های بی دریغ مسئولان دانشگاه از این طیف افراطی است.

مطمئنا مسئله ای که به این افراطیون جرات برگزاری جلسه ی دادگاه برای این استاد دانشگاه و صدور حکم محکومیت "امر به معروف و نهی از منکر" و ارائه ی تفسیرهای اومانیستی از دین و دینداری در طی جلسه ی دادگاه و ایجاد جنجال و هیاهو و غوغاسالاری در دانشگاه را می دهد، سکوت معنادار و چند ساله ی مسئولان در برابر اینگونه افراد و جریان ها و چنین تحرکاتی است که اینان را در پیگیری اهداف خود جسورتر می کند.

 
1 امتیاز

0 نظر

افزودن نظر



برای نمایش تصویر جدید کلیک کنید.

دریافت فایل

طنز


terava.gif

دانشجوي رند

adolmalekrigi.jpg

دستگيري خداجوي بزرگ!

docter.gif

آدم شدن چه سخته!

valentine1.jpg

و هدیه مخصوص شهرام به شیخ

tohid.jpg

شوخی با سردار شهردار

آخرین اخبار

یادداشت


rezayati2.jpg

محمد رضايتي_دانشجوي فيزيك

dzamani.jpg

داريوش زماني-مهندس عمران

najafikh.jpg

آمنه نجفی - دانشجوی مهندسی پزشکی

farahanip.jpg

پيمان فراهاني - دانشجوي برق

khavar.jpg

فرزانه ولي نژاد- دانشجوي بوعلي همدان

jalouli.jpg

علیرضا جلولی_ دانشجوی دانشگاه شریف

abassi.jpg

علی اکبر عباسی

jamshidi2.jpg

علی‌جمشیدی_دانشجوی دانشگاه شهرکرد

bagheri.jpg

محمد رضا باقري

uteh.jpg

اميرحسين ناطقي