مهدي عرفاتي
پس از آنکه مقاله "خط امام و تخطی از دستخط امام" را نوشتم، پاسخ های متفاوت و متنوعی از سوی طرفداران آقای منتظری و حامیان جناب میرحسین موسوی از طرق مختلف به دستم رسید.
۱- فصل مشترک همه پاسخ ها این نکته بود که چرا با وجود نامه ۸فروردین امام به منتظری، بنده نامه ۶فروردین امام را ملاک قضاوت قرار داده ام. البته عده ای هم سعی کردند با تحریف آشکار تاریخ، نامه ششم فروردین را مخدوش و مجعول جلوه دهند.
۲- عده ای دیگر هم سعی کردند اختلاف عمیق امام با منتظری را تا حد "اختلاف فقهی بین دو مرجع تقلید" تقلیل دهند و البته تلاش کردند "اختلاف عمیق و بنیادی" امام و قائم مقام معزول رهبری را بکلی منکر شوند.
۳- برخی هم عنوان کردند که "ملاک حال فعلی افراد است" و نباید فردی را بخاطر مواضع و خطاهای گذشته اش، از حق اظهار نظر محروم کرد!
۴- عده ای هم فحش دادند و ناسزا گفتند و حقیر را با هزار و یک تهمت و افترا نوازش کردند!
از آنجا که بازخوانی ماجرای تلخ آن دوره و بررسی علل سقوط آقای منتظری و انحراف وی از مسیر انقلاب و خط امام، با نوشتن یک یادداشت چند صفحه ای میسر نیست، قصد دارم طی سلسله مطالبی، این ماجرا را با مستندات متقن و مستدل، کالبد شکافی و بازخوانی کنم تا به سهم خود جلوی یک "تحریف بزرگ تاریخی" را بگیرم.
درباره دو نامه امام به منتظری:
همانگونه که می دانید، امام خمینی(ره) طی دو نامه ۶۸/۱/۶ و ۶۸/۱/۸ رسما قائم مقام رهبری را بدلیل انحراف از مسیر انقلاب و نفوذ جریان های منحرف در بیت منتظری، از این سمت عزل کرد.
این دو نامه هر چند که از نظر محتوا، مفهومی یکسان داشته و هر دو بر لزوم کناره گیری آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری تاکید می کنند، اما نوع نگارش و واژه گزینی امام در این دو نامه کاملا متفاوت است تا جائی که عده ای این اجازه را به خود داده اند که بر اصل نامه ششم فروردین خدشه وارد کرده و آنرا مجعول بدانند.
رمزگشایی اقدام تیزهوشانه امام در صدور این دو نامه:
وقتی کار امام با منتظری به جائی رسید که کاری از توصیه و پند و اندرز بر نمی آمد، پیر فرزانه انقلاب در اقدامی انقلابی، با صدور نامه ششم فروردین ۶۸ منتظری را از سمت قائم مقامی رهبری برکنار و مواردی مهم را به وی گوشزد کرد:
کاملا مشخص بود كه حضرت امام در اين گونه تصميمات با سنجيدگي كامل و دوراندیشی شگرف عمل مي كنند و بر خلاف آقاي منتظري، تعجيل در تصميم گيري را آفت رهبري مي دانند و اين، واقعیتي بود كه در چندين حادثه مهم انقلاب، ظهور و بروز كرده بود.

اقدام انقلابی امام درحالی بود که مسئولان درجه اول كشور نيز قادر به هضم اين تصميم مهم و تاريخي نبودند و دست كم، فلسفه شدت عمل و برخورد امام را در نمي يافتند، چه رسد به مردمی که هنوز از خیلی از جزئیات ماجرا باخبر نبودند.
به همراه اين تصميم مهم، چند اقدام ديگر نيز مورد نظر امام قرار گرفت: اول اين كه اين نامه شديد اللحن از رسانه ها، پخش شود. دوم اين كه فوراً جلسه خبرگان رهبري تشكيل شود و تصميم گيري درباره عزل آقاي منتظري را رسميت بخشد. سوم اينكه در اسرع وقت كليه عكس ها و پوسترهاي آقاي منتظري از سراسر ادارات و مراكز دولتي برداشته شوند.
در مورد حذف پوستر و تصاویر منتظری، مشكل حادي وجود نداشت و با نظر امام خميني و به دست "ميرحسين موسوي" نخست وزير وقت، كليه عكس ها و پوسترهاي آقاي منتظري از سراسر ارگان ها و مراكز دولتي و سازمان هاي وابسته به دولت برداشته شد. اما در دو مورد اول و دوم، سران كشور و از جمله رئيس جمهوري، رياست مجلس، هيات رئيسه مجلس خبرگان و بسياري از افراد بيت و دفتر امام، به ويژه با رسانه ای کردن نامه امام خميني مخالفت مي كردند.
با اصرار اين افراد و از آنجا که امام همیشه بر ضرورت مشورت تاکید داشتند، موافقت كردند كه اولاً فعلا تشكيل جلسه مجلس خبرگان در دستورکار قرار نگیرد و ثانياً نامه ششم فروردین از طريق رسانه ها منتشر نشود. اين در حالي بود كه حضرت امام همچنان تاكيد مي كردند براي مصلحت آينده خودتان است كه بر پخش نامه اصرار مي ورزم.(ويژه نامه ارزشها - محمد ري شهري)
مسئولان اصلي كشور اميدوار بودند كه آقاي منتظري با مطلع شدن از تصميم حضرت امام به صورت داوطلبانه كنار مي رود و بدين شكل، خواست امام خميني جامعه عمل مي پوشد. در همین راستا نامه ۶۸/۱/۶ حضرت امام به وسیله "عبدالله نوري" به رويت آيت الله منتظري رسيد و با توجه به آن كه دو روز قبل آقاي منتظري براي امام نوشته بود كه اين جانب شرعاً نظر حضرت عالي را بر نظر خودم مقدم مي دانم، اين تصميم حضرت امام را پذيرفت و در تاريخ ۶۸/۱/۷ با نگارش نامه اي خطاب به امام راحل، رسما ًاستعفاي خود را اعلام كرد. وي در اين نامه تصريح كرد كه در گذشته همچون سربازي فداكار و از خود گذشته و مطيع در كنار امام بوده است و اينك نيز خود را ملزم به اطاعت از رهبري می داند.
وي همچنين نوشت: از همه برادران و خواهران عزيز و علاقه مند تقاضا مي كنم مبادا در مورد تصميم مقام معظم رهبري و خبرگان محترم به بهانه حمايت از من كاري انجام دهند و يا كلمه اي بر زبان جاري نمايند، زيرا مقام معظم رهبري و خبرگان جز خير و مصلحت اسلام و انقلاب را نمي خواهند، (استعفانامه منتظري - ۶۸/۱/۷)

به دنبال استعفاي آقاي منتظري از قائم مقامي رهبري و تمكين به نظرات امام، بخش زيادي از خواست و نظر آن پیر فرزانه تامين شد و ايشان هم در تاريخ ۶۸/۱/۸ در نامه اي خطاب به آقای منتظری، ضمن قبول استعفاي وي، تاكيد كردند: «رهبري نظام جمهوري اسلامي كار مشكل و مسئوليت سنگي و خطيري است كه تحملي بيش از طاقت شما مي خواهد و به همين جهت، هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بوديم و در اين زمينه مثل هم فكر مي كرديم...»
در پايان اين نامه نيز امام خميني از طلاب، ائمه جمعه و جماعات، روزنامه و راديو تلويزيون خواستند كه براي مردم اين قضيه ساده را روشن كنند كه در اسلام، مصلحت نظام از مسائلي است كه مقدم بر هر چيز است و همه بايد تابع آن باشيم. (پاسخ امام به استعفانامه منتظري)
تفاوت لحن نامه ۶۸/۱/۶ با نامه ۶۸/۱/۸ حضرت امام بسيار واضح است اما روح كلي هر دو نامه کاملا یکسان بوده، بدين معنا كه در هر دو، عزل آقاي منتظري از قائم مقامي رهبري،تصريح شده و همچنين اصلاح بيت و اطرافيان وي مورد توجه قرار گرفته است.
مقايسه اين دو نامه از نظر لحن و محتوا، با توجه به فاصله كم زماني، حكايت از آن داشت كه با توجه به نامه مورخ ۶۸/۱/۷ آقای منتظری مبنی بر استعفا از منسب قائم مقامی رهبری، نظرات امام خميني در شرايط نگارش نامه دوم، عمدتاً تامين شده بودند و برخورد تند امام در نامه اول، عمدتاً به اين دليل بود كه ايشان مي خواستند تامين مصلحت نظام اسلامي و انقلاب را با چنان شكلي عملي كنند كه در آينده نه آقاي منتظري و نه ديگر نيروهاي درون نظام، هرگز جرات نكنند كه بازگشت وي به جايگاه رهبري را مطرح سازند. در واقع قصد امام اين بود كه به عنوان باني نظام و رهبري انقلاب، با شناختي كه از توان مديريت و شخصيت آقاي منتظري داشتند، بازگشت وي به جايگاه رهبري را «محال و ناممكن» سازند و مانع از حضور او در مسائل سياسی شوند و با توجه به سوابق و جايگاه فقهي، درس و بحث حوزوي و فقهي را اصلي ترين وظيفه ايشان قرار دهند.
در عمل چون آقاي منتظري با توجه به نامه اول امام راضي به تصميم رهبر انقلاب شده بود، امام نيز لحن نامه دوم را نرمتر و صميمانه تر كرد و بدين شكل، عزل آقاي منتظري از قائم مقامي رهبري عملي شد.
به زعم تحليلگران و صاحب نظران مسايل سياسي، عملكرد امام در اين بحران خطرناك و فتنه پيچيده، و نوع مديريت باصلابت و زيركانه آن رهبر فرزانه، يكي ديگر از توانايي هاي درخشان و منحصر به فرد ايشان را در طول دوران زعامت و رهبري خود بر ملت ايران، به رخ جهانيان كشيد.
هر چند امام خميني كار خويش را در اين زمينه انجام داده بودند و اين عمل براي تامين مصلحت آينده انقلاب مي دانستند اما شواهد و قرائن نشان مي داد كه با سختي و تلخي مبادرت به چنين كاري كرده اند. جايگاه آقاي منتظري در تاريخ مبارزات ملت مسلمان و شان فقهي وی بعنوان حاصل عمر امام، چيزی نبود كه به آساني بتوان آن را ناديده گرفت.
بررسی وقایع تلخ آن روزها و نگاهی به رفتار امام بعد از ماجرای عزل منتظری که جسته و گریخته از سوی اطرافیان و بیت امام مطرح شده است، نشان مي دهد كه تلخي اين تصميم، تا پايان عمر ایشان - كه البته چندان طولاني هم نبود- در كام امام بوده و به همين دليل بارها از خداوند طلب مرگ كرده و بارها گريسته بودند. البته امام خميني كسي نبودند كه در يك نگاه عقلاني و از موضع رهبري انقلاب، مصلحت آينده نظام اسلامي را در نظر نگيرند و كشور را به دست كسي بسپارند كه او را قادر به اداره حتي دفتر و بيت خود نيز نمي دانند و به همين دليل از بعد اداي تكليف، اين آمادگي را داشتند كه عزيزترين نزديكان خويش را در پاي مصالح اسلام و مسلمين، فدا كنند اما درد و رنج چنين تصميماتي هر چند درست و اصولي، اما بسيار جانكاه و شكننده است و بسياري بر اين باورند كه اين حادثه در تشديد بيماري امام، بسيار موثر بوده است.
***
درباره اصالت نامه ۶۸/۱/۶:
متاسفانه همان جریانی که بواسطه تصمیم انقلابی امام در عزل منتظری، همه راه های نفوذ به ارکان نظام را در پیش پای خود بسته می دید، سعی کردند تا پس از رحلت امام(ره) با تبلیغات فراوان اینگونه وانمود کنند که برخی اسناد مربوط به ماجرای عزل منتظری بویژه نامه ششم فروردین امام جعلی و ساختگی است. در این میان چه تهمت های ناجوانمردانه ای که به فرزند امین امام، مرحوم احمدآقا وارد نکردند.
در دفاع از اصالت نامه شششم فروردین امام به منتظری باید گفت:
۱- سند این نامه و دستخط شریف امام هنوز موجود و خطشناسان و صاحب نظران بر درستی و صحت آن صحه گذاشته اند.
۲- دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) که متولی اصلی اظهارنظر درباره صحت آثار منسوب به امام است، این نامه و دستخط امام را تایید کرده است.
۳- شخص آقای منتظری در نامه مورخ ۶۸/۱/۷ خود که در پاسخ به نامه ۶۸/۱/۶ امام نوشته شده، در ابتدای نامه، آورده است: «بسم الله الرحمن الرحیم - محضر مبارک آیت الله العظمی خمینی مدظله العالی - پس از سلام و تحیت، مرقومه شریفه موخه ۶۸/۱/۶ واصل شد...» اين عبارت و همچنين محتواي نامه آقاي منتظري و اعلام استعفاي وي در همين نامه، كاملا وجود نامه ۶۸/۱/۶ و محتواي آن را اثبات مي كند.
جنس اختلاف امام با منتظري چه بود؟
همانطور كه در ابتداي يادداشت ذكر كردم، عده از طرفداران آقاي منتظري معتقدند، اختلاف بين امام و آيت الله منتظري از جنس اختلاف فقهي دو مرجع تقليد است! اما آيا واقعا اين چنين بوده است؟!
ريشه اختلاف امام با منتظري به ماجراي نفوذ باند مخوف مهدي هاشمي در بيت و دفتر آقاي منتظري و سوءستفاده هاي اين عنصر خرابكار كه دستش به خون انسان هاي بي گناهي آلوده بوده است، از موقعيت جايگاه قائم مقام رهبري، بر مي گردد. در واقع اين اختلاف عميق و بنيادي، بر سر حمايت منتظري از يك عنصر فاسد و خطرناك بود كه اين حمايت تا مقاومت در برابر فرمان ولي فقيه نيز پيش رفت.
اختلاف امام با منتظري بر سر روئيت هلال ماه شوال يا حدود حد ترخص نبود، اختلاف بر سر شيوه مديريت حكومت اسلامي و آينده نظام جمهوري اسلامي بود. اثبات اين مدعا اصلا كار سختي نيست! مرور نامه هاي رد وبدل شده بين امام و آقاي منتظري، اين ادعا را به راحتي اثبات مي كند.
***
ملاك حال فعلي افراد است؟!
در بين نقدهايي كه به نوشته اخير حقير درباره آقاي منتظري به دستم رسيد، عده اي به نكته جالبي اشاره كرده بودند: «ملاك حال فعلي افراد است». كساني كه بر اين جمله معروف تكيه مي كنند، فرض را بر قبول خطاهاي گذشته جناب منتظري و جدايي او از خط امام گذاشته اند. حال سئوال من از اين عزيزان اينست كه در اين سالها چه موضع و رفتار مثبتي از آيت الله منتظري ديده اند كه بازگوكننده بازگشت وي به خط امام بوده است؟! آيا موضع گيري هاي ايشان در اين چند سال اخير كه با استقبال رسانه هاي بيگانه و دشمنان قسم خورده ملت از جمله منافقين كوردل همراه بوده است، مصداق نزديكي و بازگشت وي به خط امام است؟ آيا مصاحبه هاي كذايي آقاي منتظري با راديوهاي بيگانه از جمله راديو بي بي سي، راديو فردا و راديو زمانه كه همگي سر در آخور دشمنان ملت ايران دارند، نشان دهنده پشيماني ايشان از مواضع گذشته است؟ آيا اينكه آقاي منتظري عنوان داشته اند كه امام در سالهاي پاياني عمرشان، اختيار تصميم گيري نداشته اند و اطرافيان ايشان از جمله سيد احمد خميني براي امام تصميم مي گرفته اند، ملاك تغيير حال ايشان است؟(گفتگو منتظري با خبرنگار راديو زمانه)
در جواب اين دوستان محترم بايد گفت كه متاسفانه حال فعلي آقاي منتظري بسيار وخيم تر از گذشته ايشان است و اگر ملاك را حال فعلي افراد بدانيم، به هيچ عنوان نمي توان مواضع فعلي ايشان را همسو با خط و انديشه امام عزيز بدانيم.
امروز ديگر بر كسي پوشيده نيست كساني كه با شعار "خط امام"، با مخالفان جدي امام همداستان شده اند و از آنها براي ادامه مسير راهنمايي و هدايت طلب مي كنند، ناخوداگاه در مسير تقابل با انديشه ناب امام خميني قدم برداشته و چيزي جز جدايي از آن راه نوراني و خسراني بزرگ عايدشان نخواهد شد.




سيد علي این نظر را ارسال کرده
پنجشنبه ۱۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۵۳
میرکریمی این نظر را ارسال کرده
سه شنبه ۰۸ دی ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۳۵
احمد این نظر را ارسال کرده
يكشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۰۶
بهزاد این نظر را ارسال کرده
يكشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۰۸
اسماعیلی این نظر را ارسال کرده
دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۲۰