داریوش زمانی – دانشجوی دانشگاه ارومیه
تاریخ معاصر ایران به خوبی گویای حضور پر رنگ و تاثیرگذار جنبش دانشجویی مسلمان در رویدادهای مهم و سرنوشت ساز کشور می باشد که حتی گاه دامنه ی تاثیرگذاری آن محدود به مرزهای جغرافیایی کشور هم نشده و آثار این قدرت را در تحوّلات فراسوی مرزها نیز شاهد بودیم. تسخیر لانه جاسوسی آمریکا که با تأسی از موضع قاطعانه ی امام خمینی (ره) و به منظور اعتراض به دسیسه های امپریالیستی و صهیونیستی شیطان بزرگ و به دست دانشجویان مسلمان صورت گرفت بهترین شاهد بر این مدعاست به طوری که "باب وو داورد" در کتاب"سایه شوم واتر گیت" شکست کارتر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را تحت تاثیر این حرکت انقلابی دانشجویان دانسته است.
قدرت تاثیرگذاری، تصمیم سازی و جریان سازی جریان جنبش دانشجویی مسئله ای نیست که احزاب و گروه ها و جریان های سیاسی بتوانند از آن براحتی چشم بپوشند و در رقابت های انتخاباتی روی این مؤلفه ی مؤثر حسابی باز نکنند. اقدامات گروه های سیاسی برای کانالیزه کردن قدرت این جریان در راستای منافعشان گواه روشنی بر اشتهای سیری ناپذیر احزاب برای مکیدن شیره جنبش دانشجویی است. که البته این رویکرد نتایج تلخی را برای این جنبش به ارمغان آورده است.
نگاه ابزاری به دانشجو و تشکل های دانشجویی به خوبی در صحبت ها و رفتار سیاسیون نمایانگر است. "حرف مفت" شمردن جنبش دانشجویی آنهم بعد از آنکه از بخشی از جنبش دانشویی به مثابه پله ای برای رسیدن به صندلی قدرت استفاده شد نکات بسیاری را در خود نهفته دارد. بی اعتبار شدن احزاب سیاسی در نظر تشکل های دانشجویی که بی تاثیر از این نگاه و سوءاستفاده های متعاقب آن نیست، باعث گردیده این تشکل ها برای خود در ارتباط با احزاب حریم و منطقه ممنوعه ای قائل شوند و کارکردی متفاوت را در رویدادهای سیاسی برگزینند. تاکید برشاخصه های مسئولین از منظر ارزش های اسلامی و قرار گرفتن در موضع منتقدانه نسبت به عملکرد مسئولان اجرایی کشور، مهمترین نقشی است که جنبش دانشجویی مسلمان در صحنه سیاست کشور برای خود تعریف کرده است. این رویکرد که از استقلال سیاسی جنبش دانشجویی سرچشمه می گیرد و تا حدود زیادی راه سوءاستفاده سیاسی را سد کرده، به مذاق احزاب سیاسی خوش نیامده و آنان را به چاره جویی وا داشته است.
تحرکاتی چون انتشار بیانیه ها و نامه های سرگشاده با جعل عناوین تشکل های دانشجویی که هرازگاهی در رسانه هایی خاص منتشر می شود و یا به صحنه آوردن گروه های باصطلاح دانشجویی خودساخته و بی پشتوانه به میدان سیاست و اقداماتی از این دست که برای پر کردن خلاء وجود حامیان با اصالت صورت می گیرد به خوبی نمایانگر حفظ استقلال سیاسی مجموعه های دانشجویی از بازی های سیاسی است و نشانه ای است که صحت مسیر در پیش گرفته شده از سوی این جریان را تایید می کند.
از سوی دیگر این دست و پا زدن ها و به میدان آوردن عناوین معجول و خود ساخته از سوی گروه های سیاسی خاص در رقابت های انتخاباتی برای استفاده ی له و یا علیه فرد، افراد و یا جریانی سیاسی، نمایشگر استیصال این احزاب در تلاش برای همراه کردن مجدد جنبش دانشجویی با خود می باشد.
احزاب که از نقش مؤثر جنبش دانشجویی مسلمان در دانشگاه و به تبع آن در جامعه آگاه هستند و بازخورد منفی این تبرا جستن برای آنان ملموس است، در تکاپو برای پوشش ظاهری این نقیصه هم که شده دست به دامن تشکل های موهومی شده اند و جعل عناوین تشکل های اصیل و ریشه دار را در دستور کار خود قرار داده اند. کار سختی نیست که عده ای در اتاقی نشسته و هر چند روز یکبار نامه ای سرگشاده خطاب به این و آن بنویسند و آن را با جعل و یا ابداع عناوین مختلف امضاء کنند. رسانه هایی هم هستند که خوراک هر روزه ی آنها مطالبی از این دست و گزافه گویی های خلاف واقع است.
سوءاستفاده از اعتبار جنبش دانشجویی برای کسب وجهه در جامعه دانشجویی کارکردیست که برای اینگونه نامه های گاه و بیگاه مقرر شده است. اما این ماموریتی است که هم مسیر آن به ناکجا آباد است هم مَرکب لنگ آن ناتوان از طی این طریق است و به واقع ماموریتی غیرممکن است. این گونه تحرکات عایدی جز از دست رفتن بیشتر اعتبار و حیثیت ایشان در جامعه نخواهد داشت.
جا دارد این مجموعه های سیاسی به این سوال پاسخ دهند که آیا هنوز هم معتقدید که جنبش دانشجویی حرف مفت است و پشتوانه تئوریک ندارد؟ آیا هنوز هم بر این باورید که به جنبش دانشجویی نمی توان اعتماد کرد؟ که اگر هنوز بر این اعتقادید آیا فکر نمی کنید که این پشتیبانی ها از اعتبار شما می کاهد؟ آیا فکر نمی کنید که این بیانیه ها هم حرف مفت است؟ آیا فکر نمی کنید با این طناب های نامطمئن نمی توان به درون چاه رفت؟
شاید مصادره به مطلوب کردن افکار کسانی که جایگاه ویژه ای در افکار عمومی دارند و اکنون در بین ما نیستند با تعریف کردن خاطره های دو نفره (!) کار بسیار آسانی باشد ولی مصادره کردن اسامی تشکل های دانشجویی که حی و حاضرند و حضوری فعال در صحنه دارند برای ممهور کردن پای بیانیه های صادره از اتاق پشتی به طور حتم هزینه بردار است.





دلیل ما این نظر را ارسال کرده
دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۰۵:۱۷