خانه || آرشیو || جستجو || تماس با ما
پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۳۳

نخبگان فصلی!

نامه الکترونیک چاپ
مسعود امیری- دانشجوی دانشگاه محلات

احزاب وقتی کارشان به انتخاب و انتخابات می رسد و شرایط آنها را وادار می کند تا خود را به مردم عرضه کنند تازه به تکاپو می افتند و به یادشان می افتد که مردمی هم هستند که باید به یادشان بود؛ البته فقط زمان انتخابات! هرچند پایگاه مردمی برای احزاب باید نقشی حیاتی داشته باشد ولی متاسفانه و یا خوشبختانه احزابمان از این جهت هیچ احساس خطری نمی کنند و به قولی پوستشان کلفت تر از این حرف هاست که خطری از این حیث تهدیدشان کند و عدم اقبال عمومی به آنها گزندی به آنها برساند.

اما از آنجایی که انتخابات تنها گذرگاهی است که به ناچار می بایست نظری هم از مردم پرسیده شود و خواسته ها و مطالبات آنها هم مورد توجه قرار گیرد، پایگاه مردمی برای احزاب در این مقطع زمانی اهمیت پیدا می کند. یکی از عوارض برگزاری انتخابات های مستمر در کشور برای احزاب این است که میزان مردمی بودن آنها سال به سال در معرض آزمونی جدی قرار می گیرد و میزان انطباق رویکرد آنها با خواست مردم در شعارهای انتخاباتی و عملکرد آنها بعد از پیروزی احتمالی در انتخابات محک می خورد.

مهمترین مشکل احزاب هم در همین مسئله است. چرا که اهداف و منافع حزبی که معمولا در پی احتیاجات عمومی نیستند، آنچنان اهمیتی در مشی سیاسی شان دارند که باعث به دست نیاوردن جایگاهی مناسب در میان مردم شده است. عموم احزاب کشور به این مشکل اساسی دچار هستند و هنگامی که در انتخاباتی به پیروزی می رسند منافع حزبی به جای مطالبات عمومی می نشیند و سکان هدایت آنها را در دست می گیرد. به همین دلیل است که در طول این سی سال مردم آشنایی کافی با گروه ها و احزاب سیاسی پیدا کرده اند و از آنها رویگردان شده اند. این امر به خوبی در انتخابات اخیر به نمایش در آمد و حزبی ترین کاندیدای حاضر در رقابت های انتخاباتی یعنی جناب آقای حجت الاسلام کروبی کمتر از یک درصد آرای مردم را به خود اختصاص داد و کاندیدای مورد حمایت سه حزب بزرگ جبهه اصلاحات 30 درصد آرای مردمی را بدست آورد که همین میزان اقبال عمومی را هم به مانند موفقیت بی نظیر کاندیدای پیروز این رقابت نمی توان موثر از حمایت احزاب از آنها دانست.

اما احزاب دریافته اند که در مهلت کوتاه رقابت های انتخاباتی باید به گونه ای این نقیصه را پنهان کنند. یکی از بهترین راهکارهایی در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است به میدان آوردن افراد غیر سیاسی ولی سرشناس است که در سومین انتخابات شورای شهر تهران در دستور کار قرار گرفت و چند کاندیدای غیر سیاسی وارد این عرصه شدند. همین استراتژی در انتخابات مجلس هشتم هم مورد توجه قرار گرفت و یکی از خارج نشینان به احزاب اصلاح طلب پیشنهاد کرد برای پیروزی به دنبال کاندیداتوری اشخاصی مانند رضا کیانیان و علی دایی و الهی قمشه ای باشند!

این روش با این پیش فرض که با هواداری اینگونه افراد از یک کاندیدا می تواند طرفدارانشان را نیز به سمت آن کاندیدا جلب کند، در این انتخابات نیز از سوی هر دو طیف مورد توجه قرار گرفت. اما رفتار اصلاح طلبان در این زمینه با یک دوگانگی همراه بود و آن اینکه در حالیکه به همراهی افرادی چون لیلی رشیدی و محمدرضا شجریان و دیگران با نامزدهای اصلاح طلب تفاخر می کنند و سوء رفتارهای آنان را هم موجه قلمداد می کنند، اعلام حمایت دیگران از کاندیدای اصولگرا را برنمی تابند و این همراهی را مورد هجمه قرار می دهند!

اخیرا فرهاد جعفری نویسنده کتاب کافه پیانو و کتابش که مورد استقبال خوانندگان قرار گرفته به شدت مورد هجوم اصلاح طلبانی قرار گرفته است که برای شجریان به دلیل حمایتش از جناب موسوی مصونیتی آهنین قائل شده اند و انتقادهایی را که به جنابش به دلیل مصاحبه با رسانه ی دشمن وارد شده است را به حمایت وی از موسوی ارتباط داده و به این بهانه آن انتقادها را وارد نمی دانند.

البته جای تعجب نیست؛ کسانی اکنون سینه چاک شجریان شده اند و او را الهه ی آواز و خدای ترانه و دارای صدایی ملکوتی و روحانی معرفی می کنند که مدینه فاضله آنها نیویورک و قبله حاجاتشان مجسمه آزادیست. کسانی که خدای سیاست مداریشان خاتمی و جانشین برحق او برایشان موسوی است و آبراهام لینکن را شهید و حجاریان را جانباز راه آزادی می دانند باید هم از دست به دامان بی بی سی شدن شجریان به وجد بیایند و او را تقدیس کنند. برای کسانی که وطن دوستی شان تا آنجاییست که مقامی و منصبی داشته باشند تا بتوانند راحت تر اهداف اصلاحی شان در وابستگی هرچه بیشتر به بیگانگان را محقق سازند مطمئنا از دخیل بستن به بریتانیا و سفارت و رسانه های صد البته بی طرفش شاد می شوند.

ولی آیا اینان حق دارند کسی که به گفته خودشان مخاطبان اصلی کتابش که 24 بار تجدید چاپ شده طیف هم اندیشان خودشان و به قولی از باصطلاح روشنفکران غرب گرا هستند را فقط و فقط به خاطر حمایتش از کاندیدای اصولگرا تخریب کنند و به تمسخرش بپردازند؟ نه قصد حمایت از کتاب فرهاد جعفری را دارم و نه می خواهم به نقد آن بنشینم؛ چرا که اینگونه موضع گیری کردن در برابر مواضع سیاسی افراد ملازم با عقلانیت نیست و نقصان عقل را به رخ خواننده می کشاند! صحبت از موضع گیری دوگانه اصلاح طلبان است که از یک سو با سابقه شجریان به مقابله با انتقادهای وارده به عمل تاسف برانگیزش می روند و با «ربنا» و «مرغ سحر»ش مصاحبه ی خالصانه اش با رسانه دشمن را ماله می کشند و از دیگر سو به خاطر موضع سیاسی فرهاد جعفری مقابله با کتابش برآمده اند!

چرا نویسنده کافه پیانویی که به خاطر 24 بار تجدید چاپ کتابش مدیون کروبی و موسوی است(!) به یک باره از چشم همه افتاده است و کسی چشم دیدن خودش و کتابش را ندارد تا این حد که کتابش را در انظار آتش می زنند و یا حداکثر لطف نموده برایش پس می فرستند؟

احزاب زمانیکه که به واسطه نداشتن پشتوانه مردمی ناچار به عاریه گرفتن طرفدار از هنرمندان و ورزشکاران می شوند و سیاست بازی را به سایر حوزه ها می کشانند باید این نکته را هم در نظر داشته باشند که هنرمند و ورزشکار بودن لزوما به معنی اصلاح طلب بودن و موضع گیری مطابق با میل آنها نیست و چه بسا سخنی بگویند و نامه ای بنویسند که خاطر ملوکانه را بیازارد. برای احزاب و اربابانشان بهتر آنست که به جای التماس برای حمایت به هنرمندان و دیگرانی که طرفدارانی دارند به دنبال آن باشند که به گونه ای عمل کنند که جایگاهی در افکار عمومی بیابند.
 
17 امتیاز

0 نظر

افزودن نظر



برای نمایش تصویر جدید کلیک کنید.

دریافت فایل

طنز


lati.jpg

مهندس و خانم مهندس

terava.gif

دانشجوي رند

adolmalekrigi.jpg

دستگيري خداجوي بزرگ!

docter.gif

آدم شدن چه سخته!

valentine1.jpg

و هدیه مخصوص شهرام به شیخ

آخرین اخبار

یادداشت


rahnavard1.jpg

سهیلا رنگاور - دانشجوی مدیریت صنعتی

rezayati2.jpg

محمد رضايتي_دانشجوي فيزيك

dzamani.jpg

داريوش زماني-مهندس عمران

najafikh.jpg

آمنه نجفی - دانشجوی مهندسی پزشکی

farahanip.jpg

پيمان فراهاني - دانشجوي برق

khavar.jpg

فرزانه ولي نژاد- دانشجوي بوعلي همدان

jalouli.jpg

علیرضا جلولی_ دانشجوی دانشگاه شریف

abassi.jpg

علی اکبر عباسی

jamshidi2.jpg

علی‌جمشیدی_دانشجوی دانشگاه شهرکرد

bagheri.jpg

محمد رضا باقري