خبرنامه دانشجويان ايران: ميرحسين موسوي و جريان حامي وي در حوادث پس از انتخابات همزمان با شعار خط امامي بودن به آقاي منتظري نامه مي نوشت، و البته شعار خط امامي بودن هواداران ايشان همچنان با القائاتي همچون دروغ بودن نامه 6 فروردين سال 68 امام خميني به منتظري را حفظ كردند.
اما اين مطلب را بخوانيد: وقتی کار امام با منتظری به جائی رسید که کاری از توصیه و پند و اندرز بر نمی آمد، پیر فرزانه انقلاب در اقدامی انقلابی، با صدور نامه ششم فروردین ۶۸ منتظری را از سمت قائم مقامی رهبری برکنار و مواردی مهم را به وی گوشزد کرد:
کاملا مشخص بود كه حضرت امام در اين گونه تصميمات با سنجيدگي كامل و دوراندیشی شگرف عمل مي كنند و بر خلاف آقاي منتظري، تعجيل در تصميم گيري را آفت رهبري مي دانند و اين، واقعیتي بود كه در چندين حادثه مهم انقلاب، ظهور و بروز كرده بود.
اقدام انقلابی امام درحالی بود که مسئولان درجه اول كشور نيز قادر به هضم اين تصميم مهم و تاريخي نبودند و دست كم، فلسفه شدت عمل و برخورد امام را در نمي يافتند، چه رسد به مردمی که هنوز از خیلی از جزئیات ماجرا باخبر نبودند.
به همراه اين تصميم مهم، چند اقدام ديگر نيز مورد نظر امام قرار گرفت: اول اين كه اين نامه شديد اللحن از رسانه ها، پخش شود. دوم اين كه فوراً جلسه خبرگان رهبري تشكيل شود و تصميم گيري درباره عزل آقاي منتظري را رسميت بخشد. سوم اينكه در اسرع وقت كليه عكس ها و پوسترهاي آقاي منتظري از سراسر ادارات و مراكز دولتي برداشته شوند.

در مورد حذف پوستر و تصاویر منتظری، مشكل حادي وجود نداشت و با نظر امام خميني و به دست "ميرحسين موسوي" نخست وزير وقت، كليه عكس ها و پوسترهاي آقاي منتظري از سراسر ارگان ها و مراكز دولتي و سازمان هاي وابسته به دولت برداشته شد. اما در دو مورد اول و دوم، سران كشور و از جمله رئيس جمهوري، رياست مجلس، هيات رئيسه مجلس خبرگان و بسياري از افراد بيت و دفتر امام، به ويژه با رسانه ای کردن نامه امام خميني مخالفت مي كردند.
با اصرار اين افراد و از آنجا که امام همیشه بر ضرورت مشورت تاکید داشتند، موافقت كردند كه اولاً فعلا تشكيل جلسه مجلس خبرگان در دستورکار قرار نگیرد و ثانياً نامه ششم فروردین از طريق رسانه ها منتشر نشود. اين در حالي بود كه حضرت امام همچنان تاكيد مي كردند براي مصلحت آينده خودتان است كه بر پخش نامه اصرار مي ورزم.(ويژه نامه ارزشها - محمد ري شهري(
مسئولان اصلي كشور اميدوار بودند كه آقاي منتظري با مطلع شدن از تصميم حضرت امام به صورت داوطلبانه كنار مي رود و بدين شكل، خواست امام خميني جامعه عمل مي پوشد. در همین راستا نامه ۶۸/۱/۶ حضرت امام به وسیله "عبدالله نوري" به رويت آيت الله منتظري رسيد و با توجه به آن كه دو روز قبل آقاي منتظري براي امام نوشته بود كه اين جانب شرعاً نظر حضرت عالي را بر نظر خودم مقدم مي دانم، اين تصميم حضرت امام را پذيرفت و در تاريخ ۶۸/۱/۷ با نگارش نامه اي خطاب به امام راحل، رسما ًاستعفاي خود را اعلام كرد. وي در اين نامه تصريح كرد كه در گذشته همچون سربازي فداكار و از خود گذشته و مطيع در كنار امام بوده است و اينك نيز خود را ملزم به اطاعت از رهبري می داند.
وي همچنين نوشت: از همه برادران و خواهران عزيز و علاقه مند تقاضا مي كنم مبادا در مورد تصميم مقام معظم رهبري و خبرگان محترم به بهانه حمايت از من كاري انجام دهند و يا كلمه اي بر زبان جاري نمايند، زيرا مقام معظم رهبري و خبرگان جز خير و مصلحت اسلام و انقلاب را نمي خواهند، (استعفانامه منتظري - ۶۸/۱/۷)
به دنبال استعفاي آقاي منتظري از قائم مقامي رهبري و تمكين به نظرات امام، بخش زيادي از خواست و نظر آن پیر فرزانه تامين شد و ايشان هم در تاريخ ۶۸/۱/۸ در نامه اي خطاب به آقای منتظری، ضمن قبول استعفاي وي، تاكيد كردند: «رهبري نظام جمهوري اسلامي كار مشكل و مسئوليت سنگي و خطيري است كه تحملي بيش از طاقت شما مي خواهد و به همين جهت، هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بوديم و در اين زمينه مثل هم فكر مي كرديم...»
در پايان اين نامه نيز امام خميني از طلاب، ائمه جمعه و جماعات، روزنامه و راديو تلويزيون خواستند كه براي مردم اين قضيه ساده را روشن كنند كه در اسلام، مصلحت نظام از مسائلي است كه مقدم بر هر چيز است و همه بايد تابع آن باشيم. (پاسخ امام به استعفانامه منتظري(
متن كامل اين يادداشت كه به بررسي شبهات پيرامون نامه امام خميني(ره) به منتظري مي پردازد، را از اينجا بخوانيد.




0 نظر